مجید خادم مطالعات و پژوهشهای تخصصیِ خود در حیطههای روایتشناسی و نشانهشناسی و کمپوزیسیون و تحلیل ساختار آثار هنری و تاریخ تحلیلی هنر را از سال 1387 آغاز کرد و از سالهای 91 تاکنون بخشی از نتایج پژوهشهای خود را طی انبوهی سخنرانی و سمینار و نشستهای تخصصی و ورکشاپ ارائه کرده و بخش دیگری را در قالب مقالات پژوهشی و کتابهای تئوریک منتشر کرده است. او که خود را اساسا یک معلم هنر میداند، اغلب نتایج مطالعاتیاش را بنابه ضرورتهای آموزشی و کاستیهای تئوریک سودهی کرده است.
«در متون نظری و حتی آموزشی ما در زبان فارسی فاجعۀ عظیمی رخ داده است. جریان واپسگرای آکادمیکمان با حذف هرآن شخصیت شایسته طی 40 سال گذشته کاملا به ورطۀ عقبگرد و بیسوادیِ مفرط و مقالهسازیِ اساتید ازطریق بهرهکشی از دانشجویانی که راهی جز مونتاژ آشفتۀ نظریات محدودِ دردسترسشان ندارند، دچار است. دانشگاههای هنر و دانشکدههای ادبیاتمان در باتلاقی متعفن غرق شدهاند. اساتیدشان تنها دغدغۀ افزایش کمّیِ مقالات و صفحۀ ارجاعات از طریق دانشجویان و انتشار در مجلاتی که خودشان هم نمیخوانند و افزایش رتبه و حقوق دارند و دانشجویان هم فقط در پی نمره و مدرک و کسب رضایت اساتید کممایهشان. جریان مستقل نقد و نظریه هم سالهای سال است منقرض شده است. گوشه و کنار چهار تا انجمن ادبی و مجلات فرهنگی و هنری باقی ماندهاند که دستوپاشکسته بیشتر پیگیر ترجمه هستند و نمیدانم چه زمانی قرار است به حیطۀ تالیف وارد شوند. نتیجه هم شده انبوهی واژههای پرتاویلِ ناشی از ترجمه که کل شفافیت و مفاهمۀ لازم برای گفتوگوی اندیشگانی در باب ادبیات و هنر را ناممکن کرده است...»
خادم تلاشهایش برای بازتعریف مفاهیم بنیادین روایت در زبان فارسی را از سال 1393 آغاز کرد و اولین جلد از کتاب فهم داستان (روش تجزیه و تحلیل داستان در متون نوشتاری و سینمایی) را در سال 1398 منتشر کرد. او در بخشی از مقدمۀ مفصل کتاب نوشته است: « واقعیت آنکه کتاب حاضر، در پسِ بیان یک پیشنهاد روششناسیک در مطالعه و تحلیل و پژوهشهای داستانی، یک کتاب آموزشی یا به تعبیر دقیقتر، کمکآموزشی در ارتباط با فهم پدیدۀ داستان است. خواه این داستان در شکلهای نوشتاری ظاهر شده باشد، خواه در قالبهای سینمایی. خواه بهعنوان یک هنر و خواه بهعنوان تنها یک پدیده، فارغ از وجوه زیباییشناختی. پس طبیعتاً برای این کتاب میتوان مخاطبانی متنوع و متفاوت را تصور کرد. در کلیترین وجه؛ افرادی که به هر دلیل میخواهند و نیازمندند تا شناختی دقیقتر و عمیقتر نسبت به پدیدۀ داستان به دست آورند. چرا که تحلیل، کنشی است شناختی و روشی است برای کسب معرفتِ بیشتر از قضایا و پدیدهها. و البته این کتاب بهطور خاص برای مخاطبانی تهیه شده است که میخواهند شناختی شخصی و بیواسطه، با تکیه بر ساختاری مدون و منظم دربارۀ داستان به دست آورند. آنها که روشی میخواهند برای درک داستان و دقت در آن از طریق برخورد با خودِ آثار داستانی و نه از طریق قضایا و قواعد هردم بیاعتبار و بهطبع، نو شونده و تقسیمبندیهای ازپیشتعیینشدۀ ذوقی، محدود، سادهانگارانه و اغلب متناقض. این کتاب، تلاشی است برای ایجاد روشی که بتوانیم بهواسطۀ آن، نگاهی نظاممند و دقیق و ازپیشمحدودنشده به داستان داشته باشیم.»
جلد دوم این کتاب در سال 1402 و جلد سوم آن در سال 1403 منتشر شده است. بخش بزرگی از این سه کتاب شامل نظریاتی است که تالیف مجید خادم در زمینۀ روایت و کمپوزیسیون داستان است.
طرح نظامهای ساختاری روایت بهعنوان وجه زیباییشناختی ادبیات داستانی و سینمای داستانی نیز پروژۀ بعدیِ اوست که بخشهای آغازین آن تاکنون در قالب مجموعهای مقالات و درسگفتارها منتشر شده است و به گفتۀ او تا تدوین نهایی درکنار بازتعریف انتقادیِ امر کمپوزیسیون در هنر، به صورت یک نظریۀ منسجم در قالب یک کتاب واحد راه درازی در پیش است.
خادم همچنین از سال 1391 مطالعات تخصصیِ پیگیری در زمینۀ تاریخ هنر داشته و طرح تدوینیِ او از انتظام دیگری در چارچوب فهم از هنر بهمثابه روندی تاریخی حکایت دارد. او این پروژۀ نظریِ بزرگ را هنوز درخور ارائه به صورت رسمی ندانسته و تنها در کلاسهای تاریخ تحلیلیِ هنر خود مطرح کرده است.
«مسئلۀ تاریخ هنر مسئلۀ بزرگی است. به این سادگی که در کتابهای مرجع تاریخ هنر آمده نیست و این آثار عمدتا با رویکردی استعماری تالیف شدهاند. این رویکرد مسیر فهم هنری ما را مخدوش و سیر عظیم حرکت تاریخی هنر را به شدت تحریف کرده است. همه هم متاسفانه بدون ذرهای نگاه انتقادی با پشتوانۀ استدلالی فقط همینها را میخوانند و تکرار و بازتولید میکنند. بازنگری در کل تاریخ هنر برای ما به قدر بازتعریف تمامیِ واژگان تخصصی مطالعات هنر و نظریۀ ادبی در زبان فارسی نیاز عاجل است. فراتر از حتی زبان فارسی، باید دستگاه توصیفیتحلیلیِ جامعتر و روشنبینانهتری برای برخورد با کل آثار هنری طراحی کرد. دوازده سال است این ماجرا را دنبال میکنم و خوشبینانه فکر میکنم طی پنجشش سال آینده بتوانم بخش اعظم این دستگاه را به صورت رسمی پیشنهاد کنم...»