تاریخ اولین ساختۀ سینماییِ مجید خادم، 1388 است اما شروع فعالیت جدی او در هنر سینما به سال 1386 بازمیگردد. «خواندن از سینما را از دوران دانشجویی شروع کرده بودم. دیدم تماشای فیلم به تنهایی کافی نیست و این هنر در من آتشِ بیشتر دانستن از هنر سینما و ساخت اثر روشن کرده. جرقۀ این آتش با فیلم ایثار تارکوفسکی خورد که سال 80 توی تلویزیون برنامۀ سینما4 دیده بودم و چیز زیادی هم ازش نفهمیده بودم. گاه فیلمی را چندین و چند بار میدیدم و خودم هم دقیقا نمیدانستم چرا. بزرگراه گمشدۀ لینچ را تا قبل از ساختن اولین فیلمم لااقل بیست بار دیده بودم. بعد از دانشگاه چند کلاس و ورکشاپهایی کوتاه رفتم تا جرئت ساخت اولین کارم را پیدا کردم. سینما هنر ترسناکی بود و هست...»
مجید خادم در سالهای 85 تا 89 در جلسات آموزشی محدودی در رابطه با هنر سینما شرکت کرد و بعد از یک ورکشاپ دو روزه در محضر محمدرضا اصلانیِ مولف و تحت تاثیر نظرات او نسبت به هنر، مطالعات خود را در هنر سینما به صورت شخصی ادامه داد. او با ساخت آثار معدود کوتاه و یا مستند تا سال 1392 در جشنوارههای سینماییِ متعددی شرکت کرد و از آن پس تنها به صورت تفننی به ساخت آثار سینمایی و نمایش خصوصی آنها پرداخت.
«خوشبختانه خیلی زود متوجه شدم آنچه به عنوان هنر سینما شناخته و دانستهام و به آن عشق میورزم، جایی در چارچوب فهم جامعه از آنچه سینما میداند، ندارد. بدون شک هیچ هنری تاکنون تحت وجه اقتصادی و صنعتیاش در جهان سرمایهداری به حد هنر سینما سرکوب و تحریف نشده است. فیلمسازی جای هنر سینما را خیلی سریع گرفت و هیچگاه هیچ هنری به این سرعت مبدل به صنعتی خالی از اندیشهورزی و زیباییِ اصیل نشده است. توی همان چند سالی که با تمام انرژی و توان و شوقم از جشنوارهای و جمعی و محفلی به جشنواره و جمع و محفل سینماییِ دیگری میرفتم، به وضوح دیدم که همه در زرق و برق تکنولوژی خیره و حل و محو شدهاند. هرکس به هنر سینما وارد میشود به سرعت آرمانهایی غیرزیباییشناختی و مبتنی بر صنعت سینما پیدا میکند. بدبختانه آنکه در ایران این وجه صنعتی، همان هنر سینما معرفی و دانسته شده است. البته از نتایج ناشی از فشار اقتصادِ یک کشور توسعهنیافته و درعینحال ایزولهشده از باقیِ جهان هم نباید غافل بود. هنر سینما مستقیما به مسئلۀ توسعه در مفهوم قرن بیستمیاش وابسته است. کسی که بخواهد یا میخواهد توی ایران وارد هنر جدی سینما شود انگار کسی است که بخواهد در اقتصاد و جامعۀ ایران مثلا توی حوزهای مثل ورزش حرفهای تنیس وارد شود؛ باید بداند که سرخوردگیِ عظیمی انتظارش را میکشد. مگر آنکه بخواهد واقعا هنر سینما کار کند. آنوقت دیگر سروکاری با هیچ جشنوارۀ سینمایی یا فضای آلوده به صنعت و سراسر وابسته به نظام پولی نخواهد داشت و میتواند به شکلی پارادوکسیکال، تفننی هنر سینما را جدّی کار کند...»
پایاننامۀ تحصیلی مقطع کارشناسی ارشد خادم در موضوع «کارکردهای روایی رنگ در سینمای داستانی» بوده است و از وی یک کتاب تئوریک و مجموعهای مقالات پژوهشی و تحلیلی در هنر سینما نیز تالیف و منتشر شده است. همچنین او از سال 1393 به تدریس دروسی تخصصی در هنر سینما (روایتشناسی سینما، نشانهشناسی سینما، کمپوزیسیون سینما و..) میپردازد.