کتاب دستساز داستان «ما محتضران مجلوق»
نویسنده: مجید خادم
انتشار شخصی در 100 نسخۀ پیشفروشی، چاپ نسخۀ اول 1402. چاپ نسخۀ دوم تا دهم 1403.
غزاله سبوکی (منتقد و پژوهشگر ادبیات و هنر) در ارتباط با این اثر در سال 1403 مینویسد: «بعد از پایانِ خواندن و تماشای کتاب "ما محتضران مجلوق" میخواستم در مورد این کتاب فقط بنویسم: اوج پختگیِ یک جریان خاص ادبی و هنری در پایان دهسالگیاش؛ اما منصرف شدم. در این شش سال اخیر هربار کتاب داستانی از مجید خادم خوانده بودم با خودم فکر کرده بودم این دیگر نهایت و کاملا لبۀ مرزِ فرمال شناختهشده از ادبیات داستانی است و خادم مگر از اینجا جلوتر هم میتواند برود؟ اینبار باز همین به ذهنم رسید. چطور میشود از این جلوتر رفت؟ از این کتاب وحشت و هول و هراس و لرزیدن تن و اندوه و خشم و همزمان لبخندزدن و خندیدن. از اینهمه جزئیات و ترکیبات غریب و نامربوطی که به همان شدت هم مربوط است. کشاندن کمپوزیسیونِ متن روایت و داستانِ نتیجهشده از آن به تمامیِ وجوه محسوسِ شیئی که در دست من است. مگر توی یک کتاب داستان و با فرم و ساختار آن چه کار دیگری میشود کرد؟ مگر پتانسیلی بالفعلنشده هم در این اثر باقی مانده است؟»
